دكتر عقيقى بخشايشي

82

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

مىتواند دليل كافى بر مطلب مورد بحث ما بوده باشد . به اعتقاد نگارنده ضرورت دارد كه پيام قرآن به تمام آحاد بشر در سرتاسر عالم برسد ، چون قرآن آخرين پيام آسمانى در راه خوشبخت ساختن انسان در دنيا و آخرت است . رساندن پيام هم نياز به آشنايى با زبان هر قوم دارد . پس هر انحراف و اعوجاجى كه در جهان ديده مىشود ، از كوتاهى و قصور پيروان قرآن مىتواند باشد كه در مورد خدا و احكام خدا از نظر كردار و گفتار ، كوتاهى نموده‌اند و به نشر قرآن و تعاليم آن اهتمام لازم نورزيده‌اند ، و چون تمام افراد ملل را نمىتوان با زبان عربى آشنا ساخت پس مىبايست با زبان آنان ، سخن گفت و قرآن را با دقّت تمام توسّط عالمان زبانشناس به داخل زندگى ملل و اقوام برد و بس . درحالىكه علم ، وسائل تبليغى مهمى را در اختيار بشر قرار داده است . پس به‌عنوان تكميل مطلب فوق ، جا دارد كه دو سخن از دو پيشواى فقاهت و سياست نقل شود : 1 . مرحوم آية اللّه العظمى سيد حسين طباطبائى بروجردى ( قدّس سرّه ) ( متوفّاى 1380 ه . ق ) در موقع اعزام نماينده به خارج كشور مىفرمودند : « اروپائيان مردمان متفكّر و انديشمندى هستند ، اگر قرآن بىپيرايه و بىحاشيه كه به دور آن تنيده شده است ، در اختيار آنان نهاده شود ، يقينا اسلام خواهند آورد ، چون قرآن كتاب منطق و عقل است و مردم عاقل و منطقى سخن حق را مىپذيرد . . . . » 2 . سخن ديگرى از مرحوم سيد جمال الدّين اسدآبادى ( متوفّاى 1314 ه . ق ) آن متفكّر سيّاح و جهانگرد اسلامى نقل شده است كه مىگويد : « اگر بخواهيم قرآن در اروپا و ديگر اقطار جهان ، منتشر گردد ، چاره‌اى نيست جز اينكه به روى مسلمانان پرده كشيده شود تا اعمال و افعال آنان مانع نشر و توسعهء اسلام نگردد . . . » يا به تعبير ديگر « در اروپا اسلام هست و از مسلمانان خبرى نيست و در كشورهاى اسلامى مسلمان هست ، ولى از اسلام خبرى نيست . » آيا قرائت ترجمه ، كفايت مىكند يا نه ؟ فقهاى اماميّه به اين بخش از ترجمه ، در باب قرائت كتاب صلاة متعرّض شده‌اند : مرحوم علّامه حلّى ( 776 ) در كتاب قواعد فقهيّه مىفرمايد : « اگر بجاى قرائت حمد ، ترجمهء آن را بخواند در صورتى كه مىتواند حمد را ياد بگيرد و وسعت و وقت تعلّم را نيز دارد ، از نماز كفايت نمىكند . » از اين سخن درمىآيد كه در صورت عدم فرصت يادگيرى ، ترجمهء نماز در قرائت كفايت مىكند . مرحوم سيد محمّد جواد بن سيد محمّد عاملى غروى بحر العلوم در كتاب مفتاح الكرامة كه شرح و تعليقهء قواعد علّامه ( قدّس سرّه ) مىباشد ، مىفرمايد : « كفايت ننمودن ترجمه ، در نماز ، مذهب اهل بيت ( ع ) مىباشد ، آن‌چنان‌كه در كتاب المنتهى ادّعاى اجماع بر آن شده است ، باز در كتابهاى الغنيه ، المعتبر الذكرى و المدارك ، ادّعاى اجماع از سوى علّامه ( ره ) شده است ، ولى در كتاب الخلاف شيخ طوسى آمده است : « كسى كه نمىتواند قرائت عربى را فراگيرد ، واجب است خدا را حمد كند و جز حمد و سپاس چيز ديگرى كفايت نمىكند . » سپس اجماع را در اين مورد نقل كرده است . ولى در البيان و الموجز ، جامع المقاصد و فوائد شرائع آمده است كه ترجمه در صورت عجز و ناتوانى از تعلّم نيز ، كفايت نمىكند . ظاهر كتاب مبسوط شيخ طوسى ، ناصريّه ، النافع ، المعتبر تحرير ، منتهى ، كافى ، . . . نيز همين است ، ولى از كتاب